تبليغاتX
شعر دل
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد.........شعری بخوان که با او رطل گران توان زد
 جن در المیزان
کلمه"جن"به معنای نوعی از مخلوقات خداست که از حواس ما مستورند، و قرآن‏کریم وجود چنین موجوداتی را تصدیق کرده، و در آن باره مطالبی بیان کرده:

اول اینکه: این نوع از مخلوقات قبل از نوع بشر خلق شده‏اند.

دوم اینکه: این نوع مخلوق از جنس آتش خلق شده‏اند، همچنان که نوع بشر از جنس‏خاک خلق شده‏اند، و در این باب فرموده: "و الجان خلقناهم من قبل من نار السموم" (1).

سوم اینکه: این نوع از مخلوقات مانند انسان زندگی و مرگ و قیامت دارند، و در این‏باب فرموده: "اولئک الذین حق علیهم القول فی امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس" (2).

و چهارم اینکه: این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد وتکاثر دارند، و در این باره فرموده: "و انه کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن" (3).

پنجم اینکه: این نوع مانند نوع بشر دارای شعور و اراده است، و علاوه بر این، کارهایی‏سریع و اعمالی شاقه را می‏توانند انجام دهند، که از نوع بشر ساخته نیست، همچنان که درآیات مربوطه به قصص سلیمان(ع)و اینکه جن مسخر آن جناب بودند، و نیز در قصه‏شهر سبا آمده است.

ششم اینکه: جن هم مانند انس مؤمن و کافر دارند، بعضی صالح و بعضی دیگرفاسدند، و در این باره آیات زیر را می‏خوانیم"و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون" (4) ، "اناسمعنا قرانا عجبا یهدی الی الرشد فامنا به" (5) ، "و انا منا المسلمون و منا القاسطون" (6) ، "و انامنا الصالحون" (7) ، و"قالوا یا قومنا انا سمعنا کتابا انزل من بعد موسی مصدقا لما بین یدیه

|+| نوشته شده توسط محمد قیطاسی در سه شنبه دوم تیر 1388  |
 زهرا چشمه جوشان عشق
 جملات زیبایتان را در مور حضرتش خواهانیم

|+| نوشته شده توسط محمد قیطاسی در سه شنبه پنجم خرداد 1388  |
 خانه دوست

خانه دوست كجاست؟  در فلق بود كه پرسيد سوار

آسمان مكثي كرد

رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شن ها

بخشيد

و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:

***

 نرسيده به درخت،

كوچه باغي است كه از خواب خدا سبز تر است

و درآن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است.

مي روي تا نه آن كوچه كه او پشت بلوغ، سر بدر مي آورد،

پس به سمت گل تنهايي مي پيچي،

دو قدم مانده به گل،

پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني

و ترا ترسي شفاف فرا مي گيرد.

در صميميت سيال فضا، خش خشي مي شنوي:

كودكي مي بيني

رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور

و از او مي پرسي

خانه دوست كجاست.

|+| نوشته شده توسط محمد قیطاسی در یکشنبه بیستم مرداد 1387  |
 موسم ربیع
عطر نرگس رقص باد

 

                             نغمه شوق پرستوهای شاد

 

                                                            خلوت گرم کبوترهای مست

 

 نرم نرمک میرسد اینک بهار

 

                                        

                                       خوش به حال روزگار

|+| نوشته شده توسط محمد قیطاسی در چهارشنبه هفتم فروردین 1387  |
 سيد ساجدين
سيد ساجدين

 

‎صفتش عیان شده از نبىّ، بلغ العُلى‎ ‎بكماله
‎به نظر اگر چه بشر بود، ز بشر نه جنس دگر‎ ‎بود
‎دو هزار عالمش ار بود، همه‌اش به مدّ نظر‎ ‎بود
‎پدرى چه او، نه پدر بود، كشف الدّجى‎ ‎بجماله
‎پدرش امام انام دین ، پسرش امام به حقّ‎ ‎مبین
‎خود او امام چهارمین، ملكش خدم، فلكش‎ ‎رهین
‎به حسب متین، به نسب وزین، حسنت جمیع‎ ‎خصاله
‎شجر كرم، ثمر ولا، پسر شهنشه‎ ‎كربلا
‎زندار الست بربّ صلا، همه در جواب بلا‎ ‎بلا
‎چو نكو بگفت، ز جان، صلّوا علیه و آله‎ ‎

رجائى زفره‌اى

|+| نوشته شده توسط محمد قیطاسی در پنجشنبه چهارم بهمن 1386  |
 محرم آقا
محرم آمد و كاري نكردم ---------  حمايت از شه بي سر نكردم

|+| نوشته شده توسط محمد قیطاسی در چهارشنبه سوم بهمن 1386  |
 عرفه مام حسین (ع)
پروردگارا به سوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهعرفهم. و اعتراف كنم كه تو تربیت كننده و پرورنده منی. و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از این كه چیز قابل ذكری باشم... .

خدایا! مرا به كه وا می‎گذاری؟ آیا به خویشاوندی كه پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه كه بر من بر آشفتد؟ یا به كسانی كه مرا به استضعاف و استثمار كشانند؟ در صورتی كه تو پروردگار من و مالك سرنوشت منی؟

تو پناهگاه منی، به هنگامی كه راه‎ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اكنون جزء هلاك شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می‎داری. و اگر پرده‎پوشی تو نبود از رسوایان بودم.

|+| نوشته شده توسط محمد قیطاسی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  |
 وصف حال

من خود مجرد از همه نام و نشانمي      برهر صفت كه عشق تو گفت آن چنانمي

در گوشه فراق تو پير شكسته ام           گاهي  ز تاج مهر تو شاه جهانمی 

كوته كنم حديث چو مومي برآفتاب         هرچ افتضاي عشق تو باشد همانمي

بشكست اگرمرا دل ازآن لعل دلفريب       شادم كه دلشكسته آن دلستانمي

مفكن مرا به پيچ و خم اي تار زلف دل      در حلقه تو رفته اينها ندانمي

پير طريقت من به جهان شاه اولياست      با مهر او بري زفلان و فلانمي

                                                                                                  التماس دعا

|+| نوشته شده توسط محمد قیطاسی در جمعه چهارم آبان 1386  |
 خودمونی

امام زمان (عج)

          

 

(( اللهم عجل لولیک الفرج ))امام زمان (عج)

انتظار مقدم دلدار می باید کشید

در وفاداری جفا بسیار می باید کشید

 

عاشقی فقط با حرفهای قشنگ نیست

 

آنکه جوید حرمش گو به سر کوی دل آی

 

عاشقی با دل صاف ممکن است

بیاییم خدمون رو درست کنیم

 

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط محمد قیطاسی در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386  |
 خداحافظ ای عزیز ترین دوست
گوشه ای از دعای وداع با ماه رمضان صحیفه سجادیه

سلام بر تو ای کریمترین همنشین از میان اوقات

                                               سلام بر تو ای همنفسی که قدر و منزلتت بزرگ و فقدانت دردناک

سلام بر تو ای همدمی که چون رو کنی مارا مونس شاد کننده ای و چون سپری شوی دردناکی

سلام بر تو ای همسایه ای که دلها نزد تو نرم شد و گناهان در تو نقصات گرفت.............................

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت

|+| نوشته شده توسط محمد قیطاسی در جمعه بیستم مهر 1386  |
 
 
بالا